اربعین
چهل منزل سفر کردم به شهر شام و برگشتم
خبر ازچوب و از لعل لب و طشت زر آوردم
زاشک چشم و سوز سینه ی مجروح وخون دل
همانا مرهمت بر زخم های پیکر آوردم
قد خم، موی آشفته، تن خسته، رخ نیلی
به رسم هدیه میراثی بود کز مادر آوردم
زسیل اشک دریا کرده ام چشم محبان را
به آهم شعله ها از سینه ی میثم برآوردم
خبر ازچوب و از لعل لب و طشت زر آوردم
زاشک چشم و سوز سینه ی مجروح وخون دل
همانا مرهمت بر زخم های پیکر آوردم
قد خم، موی آشفته، تن خسته، رخ نیلی
به رسم هدیه میراثی بود کز مادر آوردم
زسیل اشک دریا کرده ام چشم محبان را
به آهم شعله ها از سینه ی میثم برآوردم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۴ ساعت 20:40 توسط رضوانه مظفری
|
باعرض سلام من مدیر وبلاگ بوی سیب رضوانه مظفری در پایه تحصیلی دهم از دبیرستان شهید عزیزی به مدیریت سرکار خانم کلانتری از شهرستان خرمدره استان زنجان هستم.